وبلاگ حسین به روز نمی شود؟ خدای را صد هزار مرتبه شکر!
دسامبر 5, 2008
وبلاگ حسین به روز نمی شود؟ خدای را صد هزار مرتبه شکر!
آدم فروشی جزء حقوق بشر نیست که قرار باشد به نقضش اعتراض کنیم
آدمی به نام حسین دال، یک ماه است که نیست. خدای را صد هزار مرتبه شکر.
بلاگش یکماه است به روز نشده، بسا مایه سرور.
۱ – اینجا در بالاترین نوشته اند، حقوق بشر حسین نقض شده،بسی حرف مزخرف!
از کی تا بحال آدم فروشی، لجن مال کردن این و آن، خنجر زدن از پشت به آزادگان زیربازجویی، مدرک جورکردن برای محسنی اژه ای، کلاه سر این و آن گذاشتن، میلینگ لیست دزیدن و هاست تعطلیل کردن، جاسوسی و افشای هویت وبلاگنویسانی که مایل نبودند نامشان فاش شود، از کی تا بحال اینها « حقوق بشر» است، که قرار است بنشینیم و زار بزنیم در نقض آن؟
۲ – اینجا در بالاترین گفته اند، حسین درخشان بازداشت شده، چه کسی گفته این را؟ دادستانی رسما خبر بازداشت درخشان را تکذیب کرده، به نظر شما مرتضوی از کی می ترسد؟ از استفان هارپر می ترسد که ممکن است به خاطر بازداشت درخشان استعفا دهد؟ از خاتمی و کروبی می ترسد که به خاطر حسین درخشان ممکن است متحصن شوند و از هاشمی می ترسد که به خاطر درخشان عمامه اش را از سر بر خواهد داشت؟ از اکبر گنجی می ترسد که ممکن است به خاطر حسین درخشان اعتصاب غذا کند؟
خانواده حسین از کی می ترسند؟ فرضا پدر و مادرش می ترسند؟ خواهرش در مالزی هم می ترسد؟ فامیل و همسایه و دوروبری هایشان هم می ترسند؟ دوست دختر برادرش هم می ترسد؟ همه این مجموعه اینقدر می ترسند که خبر را چنان درز گرفته اند که یکماه است مثل « نطق سری خروشچف» جایی درز نکرده؟
۳ – ۶۰۰ هزار نفر ایرانی در زندانند، هفته پیش ۲۰ نفر رسما اعدام شدند، چشم آن یکی کور شد و دست آن دیگری قطع، خداوکلیی قرار اعتراض به نقض حقوق بشر باشد باید به نقض این بدبختهایی که نه وبلاگ داشتند و نه وکیل اعتراض کرد یا نه نقض فرضی حقوق نامترتب آن موجود منحوس
۴- همه اینها فرق می کند اگر یکهو مادر درخشان بگوید « بچه ام را در زندان یک سیلی زده اند یا اساسا بچه ام زندان است» ، سیلی نخوردن حق مسلم آدمهاست، حتی حق مسلم بزهکاران شارلاتانی چون حسین
۵ – نکته ای که باید هزار بار گفت و نوشت این است : « حسین درخشان از روزی که وارد فعالیت عمومی شد، چه در صدا و سیمای لاریجانی، چه در سینما نویسی در مطبوعات مختلف، چه در کامپیوتر نویسی اش، چه در ازدواج اول، ازدواج دوم، داستان مهاجرت نامزدی اش، کارزار و بعد کاسبی که برای سینا مطلبی و امروز راه انداخت، رفاقت و سوء استفاده اش از بهنود، ماجرای سفر به تهران، اسراثیل، کارزاری که علیه آزادگان به راه انداخت، آدم فروشی رسمی اش و سفر احتمالی به تهران » در هیچکدام این موارد یک ریال «انگیزه شرافتمندانه» نداشته ، حسین تمام عمرش یا به یک لقمه «نان مفت » فکر کرد، یا به پول درآوردن از بازداشت دیگران و یا به جبران عقده حقارتی که همزادش بود از دوران بلوغ، کامنتهایش در بالاترین هست که در جواب «آمریکا» گفت : من در یک سال گذشته با چهل دختر از ملیتهای مختلف خوابیده ام، این آدم زندانی عقیدتی است؟ جدا روی پیشانی ما نوشته « گوسفند » که توقع «بع بع» دارید؟
شما راجع به شخصیت حسین می خواهید قضاوت کنید، از آدمی که یک فنجان چای با او خورده بپرسید که :
۱ – این آدم اساسا سیاسی است؟ عقیده و اندیشه ای دارد؟ که حالا نقض شده باشد از او؟
۲ – انگیزه این آدم برای همه زندگی یکدهه گذشته اش شرافتمندانه بوده؟ آیا لحظه ای و فقط لحظه ای جز به منفعت کلاهبردارانه خود اندیشیده است یا خیر؟
۳- آیا حسین درخشان در تمام عمرش به جز خود به کس دیگری فکر کرده؟ از درد و رنج کس دیگری متاثر بوده است؟
۴- آیا حد و مرزی برای شارلاتانی این فرد متصور است؟ با چه استدلالی تضمین می کنید که این بازی «بازداشت » یا «قایم موشک» حسین نمونه ای دیگر از کارهای سابق این موجود بی ارزش نیست؟
۵ – برخلاف بسیاری که برخورد بلاگستان با حسین را متاثر کننده می دانند، من این برخورد را می ستایم:
الف – بلاگستان ساده لوح نیست که برای خبری را که آقای «hatef_83kh» توی بوق کرده، عزای عمومی اعلام کند، حسین دول را می شناسد و هاتف را نیز!
ب – فرض بازداشت حسین درخشان، مثل بازداشت مصطفی کاظمی یا سعید امامی است ، بلاگستان ساده نیست که تظاهرات راه بیاندازد لطفا سعید امامی یا موسوی را آزاد کنید دوباره برگردند سر شغل اولشان یعنی کاردآجین کردن فروهرها و نویسندگان و لطفا بلاگ آقای درخشان را ضمیمه کیهان کنید تا حسابی آزادگان دربند را رسوا کند!
ج – البته اگر اتفاق خاصی برای ایشان بیفتد، محاکمه ای صورت بگیرد و ایشان به عنوان جاسوس اسرائیل محکوم شود، ، اگر این محاکمه در چهارچوب « قانون جزای هودری » باشد- که ابدا جای اعتراض ندارد – حسین می گفت : چون خلجی یک لیوان آب در اینستیوی فلان خورده، چون رامین جهانبگلو از جلوی ساختمان مارشال فاند رد شده، چون علی افشاری خانه اش در ایالت ویرجینیا است، چون ابراهیم نبوی در بلژیک زندگی می کند که مرکز ناتو است این افراد همگی جاسوس موساد اند و دولت ایران حق دارد، این دشمنان کشور و ملت را نابود کند، حال اگر حسین با استدلالاتی شبیه این محاکمه و محکوم شود. تنها حمایتی که از او می توان کرد، تکرار این مصرع است که « خود کرده را تدبیر نیست»
حقوق دهها، صدها و بلکه میلیونها ایرانی هر روز در حال نقض شدن است، حسین و مصطفی کاظمی بروند به درک اسفل السافلین!